دکتر علی شریعتی

 

  • خدایا کفر نمیگویم
  •  زمین و آسمان را کفر می گویی 
  •  نمی گویی؟
  •  خداوندا 
  •  اگر در روز گرما خیز تابستان
  •  تنت برسایه ی دیوار بگشایی
  •  لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
  •  وقدری آن طرف تر
  •  عمارت های مرمرین بینی
  •  واعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
  •  زمین و آسمان را کفر می گویی
  •  نمی گویی؟
  •  خداوندا
  •  اگر روزی بشر گردی
  •  ز حال بندگانت با خبر گردی
  •  پشیمان می شوی از قصه خلقت، ازاین بودن،از این بدعت
  •  خداوندا تو مسئولی
  •  خداوندا تو می دانی که انسان بودن وماندن
  •  در این دنیا چه دشوار است
  •  چه رنجی میکشد آنکس که انسان است
  •  و از احساس سرشار است
  •  پریشانم
  •  چه میخواهی تو از جانم؟
  •  مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
  •  خداوندا
  •  اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
  •  لباس فقر پوشی
  •  غرورت را برای تکه نانی
  •  به زیر پای نامردان بیندازی
  •  و شب آهسته و خسته
  •  تهی دست و زبان بسته
  •  به سوی خانه باز آیی 

 دکترعلی شریعتی

 دکتر شریعتی در سال 1312 در روستای کاهک سبزوار متولد شد  او یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال،رویکردی نقادانه  نسبت به برخی از باورهای مذهبی ،مدرنیته و مکتب های غیراسلامی داشت وی در 29خرداد1356در انگلستان از دنیا رفت ،دکتر شریعتی  وصیت کرده بود که وی را در حسینیه ارشاد دفن کنند ولی در قبرستانی  کنار آرامگاه حضرت زینب در شهر دمشق به خاک سپرده شده

/ 0 نظر / 10 بازدید