تقلب

 

سلام ...

 

امروز یه تماس تلفنی منو یاد یه خاطره

 

از ترم تابستون گذشته تو دانشگاه غیرانتفاعی انداخت

 

من دانشجوی دانشگاه پیام نور هستم ولی ترم تابستونا رو

 

 دانشگاه غیر انتفاعی مهمان میشم

 

چون جالبه میخوام براتون تعریف کنم:

 

همین تابستون سال 88 بود که منو یکی دیگه از

 

دوستان پیام نوری مهمان یکی از دانشگاههای غیر انتفاعی شدیم

 

ماجرای ما در کلاس زبان تخصصی بود

 

 (تو کلاس چهارتا پسر و ده دوازده تا دختر میشدیم)

 

همون جلسه اول توانایی بچه ها از درس زبان برای

 

 استاد مشخص شد  از بین پسرا فقط من واز بین

 

 خانوما هم فقط یه نفر بود که

 

 رو زبان انگلیسی کمی تسلط داشتیم

 

 (اینم بگم که اون خانومه واقعا تلفظش عالی و از من بهتر بود)

 

بله این شد که تا آخر ترم زحمت خوندن و معنی کردن

 

 افتاد گردن مادوتا یه پاراگراف من و یه پراگراف اون

 

همین طور ادامه پیدا میکرد چون بعد از خوندن من یا

 

ایشون کسی داوطلب نمی شد

 

به همین شکل گذشت تا آخر ترم نزدیکای امتحانات و

 

 بدنبال اون خواشهای بچه ها برای کمک و تقلب دادن

 

از من و ایشون شروع شد  قرار شد که یه نقشه بکشیم

 

که بتونیم به همه ی بچه ها کمک کنیم

 

بعد از چند تا پیشنهاد ، پیشنهاد دوتا از پسر ها که 

 

یکیشون تهرانی و یکی دیگشون بندر ترکمنی بود

 

مورد قبول واقع شد : اس ام اس

 

قرار شد جواب تستا رو یه جا یادداشت کنیم و برای

 

بچه ها به صورت اس ام اس بفرستیم

 

روز امتحان من شماره پسر ها رو گرفتم و

 

 خانومه شماره همه دخترا رو

 

من یه ربعه امتحان و دادم اما از اون جا که تجربه

 

کافی در تقلب دادن  و تقلب گرفتن نداشتم  میترسیدم

 

کاغذ رو در بیارم و جواب تستا رو یادداشت کنم

 

اینجوری شد که  سی تا تستو به سه تا عدد ده رقمی

 

بین یک تا چهار حفظ کردمو اومدم بیرون

 

(مثلا اینطوری 1243234132 که یک یعنی الف و دو یعنی ب و ...)

 

رفتم پشت دانشگاه و برای بچه ها

 

 به صورت اس ام اس ارسال کردم 

 

   ولی خانومه بیرون نمیومد

 

 (بعدا فهمیدیم  ایشون هم مثل من میترسیده و مونده بود چه کار کنه)

 

 پسرا که من شمارشون و گرفته بودم  از شلوغی سالن

 

استفاده میکردنو موبایل رو در میاوردن و مینوشتن

 

تقریبا هفت یا هشت دقیقه مونده بود به آخر زمان

 

امتحان پسرا اومدن بیرون ، دوتاشون (بندر ترکمنیه و

 

تهرانیه) پریدن بغل منو شروع کردن به تشکر و اینا

 

ولی یکیشون (دوست و همشهری خودم ) ناراحت بود

 

چون  مراقب درست روبه روی اون نشسته بود و اون

 

نتونسته بود از اس ام اسی که من براش فرستادم استفاده کنه

 

 من گفتم دختر خانوما چیکار میکنن دوستام گفتن کم

 

مونده که گریه کنن داشتیم با هم صحبت میکردیم که

 

خانوم تشریفشون رو آوردن بیرون ، دیگه کم کم سالن

 

 

هم خالی شده بود تقریبا فقط دختر خانومای کلاس ما

 

تو سالن مونده بودن ،  رفتیم پیشش گفتیم امتحان سخت

 

بود که دیر اومدید گفت : نه نمیتونستم جوابا رو

 

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدیه

مثلا اصل کنکور خیلی رو حساب کتابه با این همه سهمیه و پارتی بازی که یه تقلب بخواد مدرک رو زیر سوال ببره و مثلا اجرمون از بین بره حالا خدا وکیلی چند نفر دارن ثوابه مدارکشونو میبرن یا خدا عوضشو داده بهشون و دارن کیف مدرک رو میبرن ... حالا فکر نکنین دلم پره ها اصلا من نه دانشگاه رفتم نه غصه نرفتنشو خوردم دو سال هم بابای بیچارم کرور کرور واسم پول معلم خصوصی داد هر روز روزی 4 ساعت همه هم بهش پیشنهادای مختلف میدادن یه دوستش که متخصص مغزو اعصاب بود بهش گفت تو بیست تومن بده بزار بی کنکور بشینه سر کلاس اونم دندانپزشکی مگه ما خیلی هنر مندیم که دکتر شدیم خود من دنبال یکیم بهم چم وخم تجارت یاد بده و اینا ولی پدر بنده پاشو تو یه کفش کرد که بچه باید با زحمت به جایی برسه الان بعد ده سال دقیقا ده سال میگه کلمون باد داشت نفهمیدیم اینجا یه جای ماوراییه اینجا ایرانه این حرفام صد من یه غاز ...

زهرا

سلام جالب بود خیلی هم جالبه مخصوصاَشعر آخرش[خداحافظ]. ممنون که سر زدید.

airana

خیلی با باحال بود تقلب برسون اینا خودش عمری میمونه:دی

بهاره

سلام دوست قدیمی من ممنون که دوباره لطف کردی و به دیدنم اومدی ... [لبخند]خاطره جالبی بود اما در مورد خوب یا بد بودنش .. من خودم اگه می تونستم به همه دوستام می رسوندم ...البته دوست و غیر دوست فرقی نمی کنه ...فقط کافی بود ازم بخوان ...[نیشخند]مطمئن باش تو هم کار خوبی کردی اینم یک جور کمک کردنه دیگه [فرشته] هر وقت تونستی به دیدنم بیا ...خوشحال میشم .شاد باشی وموفق.[خنده] بهاره[خداحافظ]

الهه

سلاااااااااام! به به! موضوع مورد علاقه ی من! بحث شیرین تقلب! بذار اول یه چیزیو روشن کنم زیاد فکر نکن که اون دختره واقعا نتونسته برسونه به بقیه!اصلا! به احتمال 99% نخواسته که برسونه! البته این خاصیت دختر بودنشونه که استثنا هم کم داره! من خودم تا جایی که بتونم از دختر سر امتحان تقلب نمیخوام. و صد البته اگر یه درسیو خوب خونده باشم تا پای جان به بقیه میرسونم. کلی هم ثواب داره! تقلب کردن هم کار هر کسی نیست. من خودم ترم 3 دانشگاه اگر همکاری و محبت دوستان نبود هیچ درسی رو پاس نمیشدم. صد البته بعد از پاس شدن خودم تمامشون رو از اول خوندم و یاد گرفتم.[هورا]

سایه سپید

ولی من کاملا با نظرم موافقم!!!!![نیشخند]و کاملا شبیه هم هستن این موارد

فاطیما

سلام داستان جالبی بود آآآآآآآخه ه ه ه هه ه ه هه[نیشخند]طفلکی دختراااااااا [نگران] من یه جایی شنیدم که میگن تقلب اگه برای این باشه که آدم به وسیله ی اون به یه کاری برسه و مطمئنا تو این ماجرا هم حق کسی ضایع میشه (مث آزمونهایی که واسه اشتغال برگذار میشه)تو اون کاری که فرد بدست میاره هر پولی که از کار درآمدش باشه حرومه . در حالت عادی فکر نمی کنم فکر می کنم به قول شما ثواب هم داشته باشه دل مومن رو شاد میکنه[خنده][خنده] مرسی بابای تا بعد

اوا

گناه که نیست ولی نمیدونم چه سریه که ما ادما دوست ندارم وقتی خودمون با زحمت ی چی رو بدست اوردیم یکی دیگه همین جوری به دستش نیاره! مثلا تویی که هیچ وقت تقلب نکردی میری و نمره اونی رو میگیری که درس نخونده و تقلب کرده!

فاطیما

سلام وبلاگ بروز شد اما یه کمی فقط یه کمی بابای تا حضور بعدی[گل]